منوی اصلی

جوک

اس ام اس

طنز

اس ام اس خاص

اس ام اس مناسبتی



دوستان جهت فعالتر شدن نیاز به جوک و اس ام اس های جدیـدتون داریم ( ارسال مطلب )

محل قرار دادن تبلیغات

از وقت تان برای خنده استفاده کنید زیرا خنده موسیقی و آهنگ روح است.

محبوبترین مطالب ارسالی کاربران برتر جوکساز

جوکساز را در گوگل محبوب کنید   


||||| 3 Like +1 |||||

اعتراف میکنم کارتون دوقولوها افسانه ای رو میدیدم دست خاهرمو میگرفتم که جادو کنم
هیچی ازش در نمیومد به مامانم میگفتم مامان اینو بنداز دور یکی اصلیشو بیار

:razz:

فرستنده : -mohadeseh-  ارسال پیام  


||||| 12 Like +1 |||||

اعتراف می کنم عاشق هیچ زن یا دختری نیستم و دلم برای زمانی که می لرزید تنگ شده.در آن زمان هاچقد همه چیز را متفاوت می دیدم.چقد انرژی می گرفتم و تولید فکری داشتم.اکنون مثل مردابی هستم…

فرستنده : farhadt  ارسال پیام  


||||| 24 Like +1 |||||

اعتراف میکنم هر روز صبح که بیدار میشم
با خودم تصمیم میگیرم که امروز خیلی خلاق و پر انرژی باشم
ولی بعد یه صدایی تو سرم میگه :آره اینو خوب اومدی
و بعد جفتمون با هم میخندیم و تصمیم میگیریم دورِهمی یه چرتی بزنیم

فرستنده : elham  ارسال پیام  


||||| 19 Like +1 |||||

از بس به این و اون sms دادم من سرم تو تلوزیون یا کامپیوتر دستم خودش خودکار مینویس

فرستنده : -mohadeseh-  ارسال پیام  


||||| 17 Like +1 |||||

مث همیشه ریلکس رفتم که از پل هوایی برم,بقران اگه یه ذره احتمال میدادم ..یکی نیس بگه دختر آخه بلد نیستی چادر بپوشی مجبوری هیچی دیگه تخته شاسی رف داخل پله برقی مگه در میومد اومدم درش بیارم سوزش عظیمی توانگشتام حس کردم تــــــالاپ خوردم زمین حالا چادرو شاسی باهم خدافظ….یه لحظه یاد پرس شدن تام و جری افتادم کم مونده بود گریه کنم یه آقایی اومد جدی و با اخم کمرنگ بود دیگه یادم رف گریه کنم :mrgreen: چادرو کشید بیرون شاسی رم بعدش داد بهم!چادر و شاسی که داغون بودن خودمم که تا یک دو دیقه اینجوری :shock: خدا نصیب نکنه واقعا خیلی سخته…شاسی مال من نبود حالا موندم چجوری عین همونو بخرم :mrgreen:

فرستنده : shaParaki  ارسال پیام  


||||| 14 Like +1 |||||

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم برانکه در بسه نشه ازین پاهای پلاستیکی میزاشتم جلودر یروز این پا پلاستیکیه گم شد منم که ازتاریکی میترسیدم ابجی کوچیک تر ازخودمو صدازدم گفتم تامن خابم بره تو پاتو بزار لای در منم که دیر خوابم میرف اونم تا میومد در بره.مچشو میگرفتم بیچاره ابجیم

فرستنده : asaljoon  ارسال پیام  


||||| 14 Like +1 |||||

اعتراف میکنم ..

من همیشه هندونه داشتیم وسطشو میخوردم بعد مینداختم گردن داداش بزرگم بعد ها ازش معذرت خاهی میکنم @_@

فرستنده : niko_lai  ارسال پیام  


||||| 17 Like +1 |||||

سوتی دادم عاقا قبول نیس مدیر سایت باید یه جایی رو واسه تصحیح میذاشت ,اشتباهی تیترو عید غدیر گذاشتم!نخندین شاید برای شما هم اتفاق بیافتد

فرستنده : shaParaki  ارسال پیام  


||||| 19 Like +1 |||||

اعتراف می کنم زندگی من ترکیبی از اشتباهاتم بوده به همین دلیل هیچ گاه شاد نبودم، از ته دل نخندیدم علارغم اینکه تمام عمرم خندیدم

فرستنده : farhadt  ارسال پیام  


||||| 50 Like +1 |||||

اعتراف می کنم!
چند وقته عاشق دختری شدم که تمام فکرم رو مشغول خودش کرده و نمی تونم بدون اون زندگی کنم.
.
.
.
.
.
همسرم هم این موضوع رو می دونه
.
.
.
.
حتی جلوی همسرم هم نمی تونم عشقم رو پنهان کنم.
.
.
.
و پیش اون هم بغلش می کنم، می بویمش و عاشقانه می بوسمش.
.
.
.
.
آخه من تازه پدر شدم و دخترم رو خیلی دوست دارم :lol:

فرستنده : GANON-SHAB-2014  ارسال پیام